![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 16:42 توسط ايليا |
|
|
منم من
باکوله باری از مصیبت وشیون ایستاده بر استوای تنهایی خویش با پاهایی که مرز توانستن را نمی شناسند منم من ره گم کرده ای در صحرا .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 12:16 توسط ايليا |
|
|
کودک بی گناه غزه
ای محبوس در زنجیر چه تنها یی امروز در سایه حقوق بشر تو با این چشمها این چشمهای خیس خون آلود به آتش می کشی کاخ بیداد را تو با این تن پوش زخم وتن صد چاک می پیچی طومار فرعونیان وقبطیان را ....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 20:27 توسط ايليا |
|
|
دود دلتنگی برخاسته در این روزخونین ای آسمان ساعتی این ابر تیره را کنار بزن گر گرفته شعله خون وغم وشمشیر شاعر از سوز درون شور وشیون برپاکن بیا آتش غم بر همه عالم بزنیم شیون بر سرهای بریده کربلا کنیم ای باغبان رنج بر باد از آن باغ دلتنگی ات هم نوحه ای بر این چاله قتلگاه کن کلثوم درمیان خیمه های سوخته بگرد شاید قنداقه شهید شش ماهه ات را پیدا کنی به رباب بگویید از ته دل فریاد بکشد زینب امروز گیسوانت را به دور دست بپیچان وبرای شش برادرت گریه کن عمه نجیب سادات بچه های یتیم را قانع کن از این دیار نفرین شده بروند خدایا از غم کربلا امشب جگرم خون شده
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:54 توسط ايليا |
|
|
می ایستی
کنار پنجره ای خیس وروزهای پوسیده ام را ورق می زنی برمی گردی نگاهت در خمیازه ی سفره ای گرسنه گره می خورد ..... امروز هم بیهوده می گذرد! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 22:0 توسط ايليا |
|
|
دنیا داغدار شوی تو خون به جگرم کردی غرقه ی در برکه ی اشک بصرم کردی تو پایم را بریدی از بساط سبز عشق درشعله ی سوزانت تو خاکسترم کردی درشعله ی حقارت سوزاندی پر وبالم در برکه ی زندگی بد غوطه ورم کردی درقاب غروب خود در عمق تهی خود رهنمون بر سبیل خوف وخطرم کردی در فصل زرد پیری ظلمت نشینم کردی محروم از توشه روز سفرم کردی تو بی نصیبم کردی از دیدن روی دوست از دیدن روی دوست تو بی خبرم کردی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 0:59 توسط ايليا |
|
|
حسن تو زپا افکند روی گل خوشبو را توصیف تو شیرین ساخت این عشق و آرزو را بی روی تو ناقص بود شور عشق زندگی سیما ی تو کامل کرد اسباب گفتگو را خواهم از خدای عشق در ظل وکنف خود هرگز نگیرد از تو این همه حسن رو را درپاکی ودر خوبی در عصمت ومحجوبی من نتوانم کردن هیچ توصیفی از تورا ای مه که وجود تو بهانه زندگیست نشکنی بر سر من این دل چو سبو را تا در دل خرابم عطر تو پراکنده ست هرگزنکشم در باغ ناز گل خوشبو را خواهم از خدای دل درعافیت ایمان از کف ندهم هرگز دامان آرزو را.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:43 توسط ايليا |
|
|
نشان بی نشانه ام سلام غرور عاشقانه ام سلام نگاه تو شکوفه غزل شکوه جاودانه ام سلام در انجماد وحشی زمین تبسم جوانه ام سلام من وشب وترانه تا سحر ترانه ی شبانه ام سلام غزل غزل بهانه ام تویی تمامی بهانه ام سلام تویی نجیب آسمانیم ماهتاب جاودانه ام سلام |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 0:12 توسط ايليا |
|
|
شب تلخ هجرانت
سرد و بی سحر کرده روزگارم را از وقتی که رفته ای گلهای باغ دلم دربهانه ات خشکیدند دنیا برای دل قفسی است که حتی فکر آزادی درآن گناه است در برکه ی زلال چشمم نرگس های افسون تو افتاده امادریغ برای رسیدن به تو نه فرصتی است و نبودت دنیای آبادم را بابستن دریچه نگاهت ویران کرده است... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 0:1 توسط ايليا |
|
|
می خواهم زندانی بسازم ودر آن محبوس بمانم زندان دوست داشتن .دوست داشتن زنان ومردان. دوست داشتن قرمزی ماهی ها در حوض کاشی چرا که عشق به همه آنهایی که می شناسی یا نمی شناسی تنها نیروی پایدار وتنها کمال هستی است.اما باید برای ورود به این حلقه بایددلی بزرگ داشت به پهناوری دشتها وپذیرایی جلگه های حاصلخیز تا همه کسانی را که چند روزی همراه وهمسفر ما در این جاده ی پرپیچ وخم هستند در خود جای دهد.ولذت بردن وسرسبز شدن وهمیشه زنده ماندن را در رگهای خشکیده از وخودخواهی وغرورمان جاری سازد.باورم نمی شود این رویاهای نظرگونه زبان حال من باشد...این شادکامی غریب واین همنوایی دلنشین برای من که سالهاهمنشین درد ورنج واندوه بوده ام یک معجزه است .معجزه ای به زیبایی دمیده شدن نفس مسیحاوش صبح در جانهای خسته به خواب رفتگان...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 20:8 توسط ايليا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1388 آذر 1388 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
هياهوي سكوت سکوت هوای بارونی شاپرک رز وحشی در انتظار خوشبختی یک آرام عاشقانه الهه رویای تلخ |
|
RSS
|